هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
193
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
كنارش گذشت . گفت : اى محمد براى چه مرا گرفتهايد ؟ پيامبر فرمود ترا بخاطر جرم دوستان ثقيفىات گرفتهايم . زيرا آنان دو نفر از مسلمانان را اسير كرده بودند . سرانجام در ازاى آزادى او ثقيف دو مسلمان را آزاد كردند و عضباء در دست پيامبر ( ص ) ماند . « 1 » ( 1 ) پژوهشگر پس از پژوهش در كتابهاى تاريخ و سيره در بيان اخبار اين غزوات با اختلاف روشن و بزرگى روبرو مىشود كه گاهى برخى ديگرى را رد مىكند ، بگونهاى كه انسان را نسبت به بسيارى از روايات مربوط به سيره و ديگر اخبار مربوط به عرب و مسلمانان در روزگار نخستين اسلامى دچار ترديد مىسازد . اخبارى كه برخى از پژوهندگان و خاورشناسان و دشمنان عرب و مسلمانان ، با وجود عيوب و كاستيهاشان آنها را پايهء سخنان و بررسىهاى خويش قرار مىدهند و گاه از آنها نتايجى ناروا نسبت به پيامبر و سيرهء او بدست مىآورند . ( 2 ) روايت ابن اكوع در اين غزوه به افسانههاى پيشين عرب كه داستانپردازان در اخبار كارزارها و غزوهها وارد مىكنند شبيهتر است تا واقعيت . اين روايت ادعا مىكند كه او به تنهائى و در حالى كه پياده بود در پى بىآن مهاجمان كه گروهى فراوان بودند برآمد و گوئى كه گلهء گوسفندى پيش روى اوست آنان را مىكشت و اسبانشان را پى مىكرد تا آنكه ايشان همهء شتران را رها كردند و افزون بر آن بيش از سى نيزه و ردا از خود بجاى گذاردند ، و او همچنان به تنهائى آنان را مورد حمله قرار مىداد تا ناتوانشان ساخت . درحالىكه برخى از روايات تصريح دارند كه مسلمانان به همراه پيامبر ( ص ) آنان را مورد حمله قرار دادند و تنها ده شتر را بازگرداندند و مهاجمان مابقى آنها را با خود بردند . ( 3 ) برخى از سيرهنويسان مىگويند كه زن اسير يعنى همسر ابو ذر منتظر ماند تا مهاجمان به خواب رفتند . آنگاه سوار بر شترى كه در دست آنان مانده
--> ( 1 ) - بدايه و نهايهء ابن كثير .